الشيخ حسين المظاهري
22
شهروند مسئول (تبيين فريضه امر به معروف و نهى از منكر ) (فارسى)
نشسته است . حضرت از او علّت را سؤال فرمودند ؟ پاسخ داد : « مهاجرى را ديدم كه در كوچه سرگردان بود و من به جهت اينكه ننگ است يك مهاجر مسلمان در كوچه باشد و من در خانهام آسوده باشم ، خانهام را در اختيار او گذاشتهام و خودم فعلا در كوچه به سر مىبرم و بر اين كار افتخار هم مىكنم » . عزيزان من ! گمان نكنيد كه اين يك داستان و يا يك واقعهء تاريخى عادى است . خير ، اين يك روايت فقهى است كه فقهاى ما دربارهء آن فتوا مىدهند و از اينگونه روايات ، بسيار در دست است و من از همهء مردم به خصوص شما جوانان عزيز درخواست دارم كه بكوشيد تا اين روحيهى والاى مواسات را به حدّ وافر در خودتان زنده كنيد و با اين قانون زندگانى نماييد ، به نحوى كه به طور ناخودآگاه احساس كنيد كه عمرتان وقف براى ديگران است . مثلا اگر در ادارهاى مشغول خدمت و انجام وظيفه هستيد و ارباب رجوع ، زمانى به شما مراجعه كرد كه ساعات كار پايان يافته بود ، در اداره بمانيد و با محبّت ، كار او انجام دهيد و دل يك مراجعهكنندهء مسلمان را خوش نماييد ، يا لااقلّ با روى باز او را راهنمايى كنيد ، در غير اين صورت اگر به هر نحوى آزردهخاطر از پيش شما برود ، حتما بدانيد كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله از شما آزرده شده است و يقين داشته باشيد كه ائمّهء طاهرين عليهم السّلام و از جمله امام زمان ( عج ) را رنجاندهايد . راوى مىگويد كه در منا بوديم و حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام براى ما سخنرانى مىفرمودند . در ضمن صحبت در حالى كه گلايه مىكردند فرمودند : « اى شيعيان ، ما را اينقدر آزردهخاطر نكنيد و اينقدر دل پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را نسوزانيد . كسى از پياى منبر برخاست و عرضه داشت : يابن رسول الله ، ما شيعه و مريد شما هستيم ، چه موقع شما را آزردهايم ؟ ! حضرت به او اشاره